نمایی ازدرب منزل ایذه
مامانم عکاس بودوهمیشه ازمن عکسای خوشگلی میگرفت من همیشه مدلش میشدم خیلی دوست داشتم ...
نویسنده :
متین
14:06
عکسایی که مامانم گرفته
اینجا من هفت ساله شدم ازایذه امدیم دزفول زندگی میکردیم وپیش خانواده مامان وبابام برگشتیم ...
نویسنده :
متین
14:05
دربند
شهرک مهندسی مهاب قدس ایذه
اینجامن چهارساله ام واین خونمون توایذه بودخیلی باصفاوقشنگ بوداونجاراخیلی دوست داشتم پرازگل ودرختان اناربودویه پارک داشت که من همش توش بازی میکردم ...
نویسنده :
متین
13:52
عکس دوستانم درایذه پنج سالگی
انیادوستام هستن انم پارک شهرک ایذه است که مازندگی میکردیم اسمش شهرک کارون 4بودتمام مهندسین که توسدکارمیکردن اونجازندگی میکردن ماهم پنج سال اونجابودیم واقعا دوران خوب وخوشی بودهمش بازی میکردیم(تودوتا عکس بالایی من لباسم بنفشه وتوعکسای پایینی لباسم قرمزه) ...
نویسنده :
متین
13:51
اردوبادوستان صمیمیم دردزفول
اینجامدرسه مارابرده بوداردو روزاخری بود که بادوستام بودم دخترخالم یاسمن توکلاسم بود.. ...
نویسنده :
متین
13:48
رفتن به پارک ارم همراه با بچه خالم
اینجامادیگه اومدیم تهران خالم امده بود پیشمون باهم رفتیم پارک ارم خیلی خوب بوداین یاسمن واسماعیل بچهای خالمن.... ...
نویسنده :
متین
13:47
سردشت دزفول
ماهمراه عمه افسانه وخاله منصوره رفته بودیم سردشت دزفول اون روز بهمون خیلی خوش گذشت عید92بودواقعابازی کردیم خیلی باصفا وقشنگ بود// ...
نویسنده :
متین
13:47










